ترجمه "esperimentare" به فارسی
آزمودن, سنجیدن, محک زدن بهترین ترجمه های "esperimentare" به فارسی هستند.
esperimentare
verb
دستور زبان
-
آزمودن
verbPer provarlo, abbiamo condotto questo esperimento in laboratorio:
و برای آزمودن آن، ما این آزمایش را در آزمایشگاه من انجام دادیم.
-
سنجیدن
verb -
محک زدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " esperimentare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "esperimentare" با ترجمه به فارسی
-
آزمايشهاي ميداني · آزمایشگری میدانی · کارآزماییهای ميداني
-
آزمایش طبیعی
-
آزمایش فکری
-
آزمایش قطره روغن
-
جانوران آزمایشگاهی · جانوران پژوهشی
-
آزمايشها · آزمایشگری · کارآزماییها
-
tajrobé · âzmâyesh · âzmâyesh tajrobé · آزمایش · تجربه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن