ترجمه "espettorato" به فارسی

بلغم, تف, خلط بهترین ترجمه های "espettorato" به فارسی هستند.

espettorato adjective noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلغم

    noun masculine
  • تف

    noun masculine
  • خلط

    noun masculine

    Gli ho dato due specchietti e una bottiglia di espettorante.

    من بهش دوتا دندون و يک شيشه شربت خلط آور دادم

  • ترجمه های کمتر

    • خلط سینه
    • مخاط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " espettorato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "espettorato" با ترجمه به فارسی

  • پرداختن
  • اكسپكتورانتها · داروهای برونكوليتيك · داروهای دستگاه تنفس · داروهای ضد سرفه
اضافه کردن

ترجمه های "espettorato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه