ترجمه "esposto" به فارسی
بيان, تظلم, دادخواست بهترین ترجمه های "esposto" به فارسی هستند.
esposto
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Ciò che viene riferito in modo chiaro ed ordinato.
-
بيان
Ciò che viene riferito in modo chiaro ed ordinato.
A piu'persone si espone, piu'e'alto il pericolo di infezione.
هر چي آدماي بيشتري بيان اينجا ، احتمال عفونت شما هم بيشتر ميشه
-
تظلم
noun -
دادخواست
noun -
عریضه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " esposto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "esposto" با ترجمه به فارسی
-
نما · نماینده
-
be-namâyesh gozâshtan · ʼarz kardan · برهنه کردن · معلوم کردن · واضح کردن · کشف کردن
-
اظهار · مظهر · نمایش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن