ترجمه "espulsione" به فارسی
ekhrâj, tard, اخراج بهترین ترجمه های "espulsione" به فارسی هستند.
espulsione
noun
feminine
دستور زبان
-
ekhrâj
-
tard
-
اخراج
noun feminineSilente ha persuaso il ministro a sospendere la tua espulsione...
دامبلدور وزير رو متقاعد کرد که اخراج تو رو به حالت تعليق در بياره...
-
خلاصی
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " espulsione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "espulsione" با ترجمه به فارسی
-
خروج جرم از تاج خورشیدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن