ترجمه "evento" به فارسی

رویداد, پیشامد, ettefâq بهترین ترجمه های "evento" به فارسی هستند.

evento noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رویداد

    noun

    اتفاقی موقت و برنامهریزی شده، مانند فستیوال یا مسابقه [..]

    Quando ero alle superiori, adoravo programmare computer, in un certo senso mi piaceva il flusso logico degli eventi.

    وقتی دبیرستان بودم، عاشق برنامه ریزی کامپیوترها بودم، و یه جورایی جریان منطقی رویداد ها رو دوست داشتم.

  • پیشامد

    noun masculine

    insieme di risultati al quale viene assegnata una probabilità

  • ettefâq

  • ترجمه های کمتر

    • hâdesé
    • jarayân
    • ruy-dâd
    • voquʼ
    • vâqeʼ
    • واقعه
    • hadsh
    • rkhdad
    • rvydad
    • vaq'h
    • اتفاق
    • حادثه
    • رخداد
    • سرگذشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " evento " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "evento" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "evento" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه