ترجمه "ex" به فارسی
pishin, qabli, از بهترین ترجمه های "ex" به فارسی هستند.
ex
noun
masculine
دستور زبان
Uomo che è stato il marito di una certa moglie.
-
pishin
-
qabli
-
از
noun masculineE'solo un tuo ex accampato nel nostro soggiorno.
اون فقط همراه قبليت بوده که خاج از اتاق نشيمنه.
-
ترجمه های کمتر
- اسبق
- بی
- سابق
- قدیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ex " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ex" با ترجمه به فارسی
-
مقدونیه
-
جمهوری یوگسلاو مقدونیه سابق
-
امداد غیبی
-
ارزیابی اثر پسمداخلهای
-
ارزیابی اثر پسمداخلهای · ارزیابی نشانزد پسمداخلهای
-
ارزیابی اثر پیشمداخلهای · ارزیابی نشانزد پیشمداخلهای
-
دامپزشک
-
ارزیابی اثر پیشمداخلهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن