ترجمه "fagioli" به فارسی
لوبیا, لوبیاها, لوبياهاي بوتهاي بهترین ترجمه های "fagioli" به فارسی هستند.
fagioli
noun
masculine
دستور زبان
-
لوبیا
nounBeh, ti ho ferito al petto con una vecchia lattina di fagioli, amico mio.
خب ، با یه کنسرو لوبیا کهنه سینه ت رو باز کردم دوست من.
-
لوبیاها
-
لوبياهاي بوتهاي
-
ترجمه های کمتر
- لوبياهاي خوراكي
- لوبياهاي رونده
- لوبياهاي سبز
- لوبياهاي سفيد
- لوبياهاي سفيد و كوچك
- لوبياهاي معمولي
- لوبياهاي نخدار
- لوبياهاي پايهبلند
- لوبياهاي چيتي
- لوبياهاي چيني
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fagioli " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fagioli" با ترجمه به فارسی
-
لوبيا بالدار · لوبياهاي مانيلي · لوبياهاي گوايي · پسوفوکارپوس تتراگونولوبوس
-
اسفنوستیلیس · لوبياهاي يامي آفريقايي
-
ويروس موزاييك لوبيای چشمبلبلي · کوموویروس موزاییک لوبیای چشمبلبلی
-
کوموویروس موزاییک لوبیای چشمبلبلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن