ترجمه "fagiolo" به فارسی
باقالا, لوبیا, lubiyâ بهترین ترجمه های "fagiolo" به فارسی هستند.
fagiolo
noun
masculine
دستور زبان
Nome comune per i grandi, commestibili semi vegetali di diverse specie leguminose, (Phaseolus vulgaris).
-
باقالا
noun -
لوبیا
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Beh, ti ho ferito al petto con una vecchia lattina di fagioli, amico mio.
خب ، با یه کنسرو لوبیا کهنه سینه ت رو باز کردم دوست من.
-
lubiyâ
-
ترجمه های کمتر
- دانشجوی سال دوم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fagiolo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fagiolo"
عباراتی شبیه به "fagiolo" با ترجمه به فارسی
-
اسفنوستیلیس · لوبياهاي يامي آفريقايي
-
ويروس موزاييك لوبيای چشمبلبلي · کوموویروس موزاییک لوبیای چشمبلبلی
-
کوموویروس موزاییک لوبیای چشمبلبلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن