ترجمه "fan" به فارسی
دوستدار, فاسق, مجاهد بهترین ترجمه های "fan" به فارسی هستند.
fan
noun
masculine
دستور زبان
-
دوستدار
noun -
فاسق
noun -
مجاهد
noun -
مخلص
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fan" با ترجمه به فارسی
-
savâr kardan
-
cehré · qiyâfé · surat · تراش · رخ · رو · روی · صورت · صورت کوچک · ظاهر · مفصل · منظر · نگاه · وجه (هندسه) · چهره
-
قدرت
-
جولان دادن · خودنمایی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن