ترجمه "fanteria" به فارسی
سرباز پیاده, پیاده نظام, پیادهنظام بهترین ترجمه های "fanteria" به فارسی هستند.
-
سرباز پیاده
noun feminineTuttavia, il gruppo che voglio portare alla vostra attenzione è quello alla base, la "fanteria".
ولی میخواهم درباره آنهایی که در رده پایین هستند فکر کنید: سربازان پیاده.
-
پیاده نظام
noun feminineForse un soldato di fanteria romana, o un arciere medievale o forse un guerriero zulù.
شاید یک پیاده نظامِ رومی یا یک کماندار قرون وسطایی، یا شاید جنگجویی آفریقایی هستید.
-
پیادهنظام
arma dell'esercito
Se ripercorrete la storia della guerra antica, troverete di volta in volta che i frombolieri erano il fattore decisivo contro la fanteria in battaglia.
اگر به تاریخ جنگهای باستانی نگاه کنید، بارها و بارها به این نکته برمیخورید که فلاخناندازان تعیینکنندهترین عامل علیه پیادهنظام بودند در انواع مختلف جنگها.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fanteria " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fanteria" با ترجمه به فارسی
-
پیادهنظام مکانیزه
-
خودرو جنگی پیادهنظام