ترجمه "fare" به فارسی

کردن, anjâm dâdan, kardan بهترین ترجمه های "fare" به فارسی هستند.

fare verb noun masculine دستور زبان

Creare qualcosa o fare un lavoro, dal quale nasce qualcosa; costruire qualcosa; produrre qualcosa; provvedere che qualcosa vada avanti. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کردن

    verb

    Quando sono stato all'estero ho fatto visita a tuo zio.

    هنگامی که در خارج از کشور بودم، عموی شما را ملاقات کردم.

  • anjâm dâdan

  • kardan

  • ترجمه های کمتر

    • ʼânjam dâdan
    • داشتن
    • ساختن
    • كردن
    • ابتکار
    • اتفاق افتادن
    • استنباط کردن
    • ایجاد کردن
    • بودن
    • دخل کردن
    • درآمد داشتن
    • دربرداشتن
    • رخ دادن
    • روا کردن
    • سبب شدن
    • مجاز کردن
    • مجاهدت
    • موجود بودن
    • ندیده گرفتن
    • پیشه و هنر
    • کَردَن
    • کُن
    • گذراندن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fare"

عباراتی شبیه به "fare" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه