ترجمه "farro" به فارسی
تریتیکوم دیکوکوم, تریتیکوم دیکوکوییدس, گندم دودانه بهترین ترجمه های "farro" به فارسی هستند.
farro
noun
masculine
دستور زبان
-
تریتیکوم دیکوکوم
noun masculine -
تریتیکوم دیکوکوییدس
noun masculine -
گندم دودانه
noun masculineForse il “fior di farina” usato per l’occasione era di farro o d’orzo.
(پیدایش ۱۸:۶) آرد مرغوبی که سارا از آن استفاده کرد، شاید آردی از گندم دودانه یا جو بود.
-
گندم لری
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " farro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "farro" با ترجمه به فارسی
-
تریتیکوم مونوکوکوم · گندم تکدانهای · گندم يكدانه
-
گندم دودانه (وحشي)
-
تریتیکوم تورژیدوم · گندم انگليسي · گندم نوکاردکی
-
گندم دودانه (زراعي)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن