ترجمه "fascia" به فارسی

dasté-tabaqé, navâr, qondâq بهترین ترجمه های "fascia" به فارسی هستند.

fascia noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • dasté-tabaqé

  • navâr

  • qondâq

  • بند

    noun feminine

    Il sensore è solo un una piccola striscia di metallo in quella fascia per la testa.

    این حسگر فقط یک نوار کوچک فلزی در پیشانی بند است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fascia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fascia
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاسیا

عباراتی شبیه به "fascia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fascia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه