ترجمه "fecondo" به فارسی

bârvar, hâselkhiz, بارور بهترین ترجمه های "fecondo" به فارسی هستند.

fecondo adjective verb masculine دستور زبان

Che produce molti frutti. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • bârvar

  • hâselkhiz

  • بارور

    adjective

    Che ha o ha avuto molti figli.

    Tuttavia, secondo alcuni studi qualche volta un ovulo poteva essere fecondato.

    اما شواهدی نیز وجود داشت که نشان میداد که گاه تخمک بارور میشود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fecondo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fecondo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fecondo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه