ترجمه "fico" به فارسی
انجیر, anjir, خنك بهترین ترجمه های "fico" به فارسی هستند.
fico
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Che o chi piace perché alla moda o perché bello o particolarmente interessante (gergo giovanile). [..]
-
انجیر
nounL’olivo, il fico e la vite si rifiutarono di governare.
درخت زیتون، درخت انجیر، و مو، از حکمرانی سر باز زدند.
-
anjir
noun -
خنك
adjectiveChe o chi piace perché alla moda o perché bello o particolarmente interessante (gergo giovanile).
-
ترجمه های کمتر
- خوش تیپ
- خوش لباس
- شیک
- شیک پوش
- هلویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fico " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fico"
عباراتی شبیه به "fico" با ترجمه به فارسی
-
انجیرها
-
برگ درخت انجیر · مخفی کننده
-
انجير تيغي
-
درخت لول · فیکوس بنگالنسیس
-
انجير تيغي · اپونتیا فیکوس اندیکا
-
فیکوس الاستیکا · کائوچوی هندی
-
انجير هندي · انجیر معابد · بو · فیکوس رلیژیوزا · پيپول
-
انجير هندي · انجیر معابد · بو · بو (درخت) · فیکوس رلیژیوزا · پيپول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن