ترجمه "figlio" به فارسی

پسر, فرزند, pesar بهترین ترجمه های "figlio" به فارسی هستند.

figlio noun verb masculine دستور زبان

Figlio maschio di qualcuno. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پسر

    noun masculine

    discendente maschio

    Mio figlio è andato in Iran.

    پسر من به ایران رفت.

  • فرزند

    noun

    Sicuramente l’amore spinge i genitori ad avvertire il loro “prossimo” più prossimo, ovvero i loro stessi figli.

    قطعاً عشق والدین را مجبور به هشداری نزدیکان خود می کند ”همسایه ها“—فرزندان خودشان.

  • pesar

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • بچه
    • baccé
    • farzand
    • jegar-gushé
    • کودک
    • تراشنده
    • جوانک
    • زاد
    • زاده
    • فرزند پسر
    • منگنه
    • مولود
    • ولد
    • پور
    • کر
    • کوچک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " figlio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "figlio"

عباراتی شبیه به "figlio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "figlio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه