ترجمه "filato" به فارسی

نخ, الیاف, متوالی بهترین ترجمه های "filato" به فارسی هستند.

filato adjective noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نخ

    noun

    Ti fa capire che siamo tutti appesi ad un filo.

    قبول کن که همش به يه نخ آويزون بود.

  • الیاف

    noun masculine

    Succede come per le fibre dello zucchero filato

    آن مثل الیاف پشمک بود

  • متوالی

    adjective

    Ma per cinque giorni e mezzo di fila, e in diretta, volevamo aiuto.

    اما ۵ روز و نیم متوالی، و پخش زنده، ما نیازمند مقداری کمک بودیم.

  • ترجمه های کمتر

    • مداوم
    • کانوا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " filato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "filato" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "filato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه