ترجمه "fisonomia" به فارسی
رخسار, سیما, صورت بهترین ترجمه های "fisonomia" به فارسی هستند.
fisonomia
noun
feminine
دستور زبان
-
رخسار
noun -
سیما
noun -
صورت
noun
-
ترجمه های کمتر
- قیافه
- لقا
- لیوان
- نگاه
- چهره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fisonomia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن