ترجمه "fisso" به فارسی
khiré, mostaqar, motayyan بهترین ترجمه های "fisso" به فارسی هستند.
fisso
adjective
noun
verb
adverb
masculine
دستور زبان
-
khiré
-
mostaqar
-
motayyan
-
ترجمه های کمتر
- ثابت
- فیکس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fisso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fisso" با ترجمه به فارسی
-
هزینههای ثابت
-
داراييهاي ثابت · سرمایه ثابت
-
اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
-
کل مواد جامد محلول
-
barqarâr kardan · khiré shodan · moʼayyan kardan · qarâr dâdan · qatʼ kardan · taʼyin kardan · بادقت نگاه کردن · خیره شدن · خیره نگاه کردن · محدود کردن · هاژیدن · چشم دوختن
-
روح پلید
-
عقده روحی · وسواس
-
ماهیگیری با قلاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن