ترجمه "flash" به فارسی

فلاش, felāš, فلش بهترین ترجمه های "flash" به فارسی هستند.

flash
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلاش

    noun

    Se lo vedo tornare, farò dei segnali con il flash.

    اگر ديدم که داره بر مي گرده ، با نور فلاش علامت ميدم.

  • felāš

    noun
  • فلش

    Nel mio flash forward stavo indagando su cosa ha causato tutto questo.

    تو فلش فورواردم داشتم دنبال دلايل اين اتفاق مي گشتم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flash " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Flash
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلش

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    La cosa e'che lei si e'aperta con Flash, non con me.

    موضوع اینه که اون راز دلش رو به فلش گفت ، نه من.

عباراتی شبیه به "flash" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flash" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه