ترجمه "flora" به فارسی
گیاگان, nabâtât بهترین ترجمه های "flora" به فارسی هستند.
flora
noun
feminine
دستور زبان
-
گیاگان
descrizione e classificazione delle specie vegetali
Fauna e flora collettiva di una regione, di un habitat specifico o di un biotopo
به هم پیوستن زیاگان و گیاگان یک منطقه، زیستگاه یا بیوتوپ خاص
-
nabâtât
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flora " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Flora
proper
feminine
دستور زبان
Flora (divinità)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Flora" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Flora در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "flora" با ترجمه به فارسی
-
فلور رودهاي
-
فلور مدفوعي
-
ريززيواگان · ريزفلور · فلور باكتريايي · فلور میکروبی
-
فلور خاک · گیاگان خاک
-
ريززيواگان · ريزفلور · فلور باكتريايي · فلور میکروبی
-
حیات وحش
-
گياهان آبي · گیاهان آبزی
-
فلور قارچي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن