ترجمه "fondo" به فارسی
konh, qaʼr, tah بهترین ترجمه های "fondo" به فارسی هستند.
fondo
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Parte finale di qualcosa. [..]
-
konh
-
qaʼr
-
tah
-
ترجمه های کمتر
- âkhat
- بنیاد
- پایه
- پشت
- پی
- تملک زمین
- ته
- ثابت
- درد
- دو استقامت
- دورنی
- سرمقاله
- سطح پایینی
- غیر منقول
- مستقل
- پس زمينه
- پشتوانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fondo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fondo" با ترجمه به فارسی
-
منطقه زمانی
-
مدلسازی تهنشین جوشخورده
-
طرح سرمایهگذاری جمعی
-
دوک تقسیم
-
طاق معده
-
th drya · بستر اقيانوس · كف دريا
-
سپرده
-
جمعآوری اعانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن