ترجمه "fonografo" به فارسی
گرامافون, دستگاه ضبط صوت بهترین ترجمه های "fonografo" به فارسی هستند.
fonografo
noun
masculine
دستور زبان
-
گرامافون
nounپرکاربردترین دستگاه برای پخش صدای ضبطشده از دههٔ ۱۸۷۰ تا دههٔ ۱۹۸۰ میلادی بود.
I miei genitori ricevettero un fonografo da usare in predicazione.
والدینم یک گرامافون تهیه کردند که از آن در خدمت موعظه استفاده میکردند.
-
دستگاه ضبط صوت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fonografo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن