ترجمه "foraggio" به فارسی
علوفه, مرتع, چراگاه بهترین ترجمه های "foraggio" به فارسی هستند.
foraggio
noun
verb
masculine
دستور زبان
Quantità di alimenti per bestiame, in modo particolare fieno, paglia, ecc.
-
علوفه
nounTerre non coltivate, inclusi i territori forestali che producono foraggio utilizzabile per il pascolo del bestiame
زمینهای کاشته نشده، مثل عرصههای جنگلی که علوفه مناسبی را برای چرای دام فراهم میکند
-
مرتع
noun masculine -
چراگاه
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foraggio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "foraggio" با ترجمه به فارسی
-
دامخوراكهاي آبدار · دامخوراک سبز · علوفه تازه
-
دروگرهای علوفه · دروگرهای علوفه (ماشین)
-
دامخوراكهای خشك · علوفههای رطوبتگیریشده
-
علوفه خشبی
-
محصولات خوراكي جانوري · محصولات زراعی دامخوراک · محصولات علوفهاي · گياهان چراگاه
-
علوفه دادن
-
دامخوراكهاي آبدار · دامخوراک سبز · علوفه تازه
-
علفدانهای چوبی نردهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن