ترجمه "formiche" به فارسی
مورچهها, كارگرها, مورچگان بهترین ترجمه های "formiche" به فارسی هستند.
formiche
adjective
noun
feminine
دستور زبان
-
مورچهها
nounSysko lavora come una formica.
سیسکو مانند مورچه ها کار می کند.
-
كارگرها
-
مورچگان
stormi di uccelli o banchi di pesci, colonie di formiche,
(مانند) یک دسته پرنده یا ماهی، گروهی از مورچگان،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " formiche " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "formiche" با ترجمه به فارسی
-
فرومیک اسید
-
اسید فرميك · فرمیک اسید · فرومیک اسید
-
كارگرها · كارگرها (مورچهها) · مورچهها · مورچگان
-
سولنوپسیس انویکتا
-
فورمیکا روفا
-
moirb · murce · takhté sé-lâ · مور · مورچه
-
ایزوپترا · جوربالان · جوربالیان · موريانهها · مورچههاي سفيد
-
فورمیکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن