ترجمه "forza" به فارسی
نیرو, jabr, qovvat بهترین ترجمه های "forza" به فارسی هستند.
forza
noun
verb
feminine
دستور زبان
In fisica, una quantità di un vettore che provoca un cambiamento di velocità in un corpo con massa propria. [..]
-
نیرو
nounدرسی
Inoltre Geova può darci la forza di sopportare.
گذشته از این، نیرو و توان تحمّل مشکلات را نیز به ما ارزانی میکند.
-
jabr
-
qovvat
-
ترجمه های کمتر
- qovvé
- qovâ
- ramaq
- tavân
- zur
- استحکام
- زور
- اداره کارگزینی
- استحکام کششى
- انرژی
- جلوه
- دلاوری
- دلیری
- قدرت
- پرسنل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Forza
Forza (Guerre Stellari)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Forza" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Forza در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "forza"
عباراتی شبیه به "forza" با ترجمه به فارسی
-
قانون کولن
-
فروش اجباری
-
پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
-
پليس
-
تعداد کارگر · مردها · نیروی انسانی · نیروی کار
-
قوه قهریه
-
نیروی مرکزگرا
-
تنگپوش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن