ترجمه "forzato" به فارسی
shâqq, زندانی بهترین ترجمه های "forzato" به فارسی هستند.
forzato
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
shâqq
-
زندانی
nounQualsiasi contatto con i lavoratori forzati e'vietato!
هرگونه تماس با کارگران زندانی ممنوعه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forzato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forzato" با ترجمه به فارسی
-
قانون کولن
-
فروش اجباری
-
پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
-
تعداد کارگر · مردها · نیروی انسانی · نیروی کار
-
قوه قهریه
-
نیروی مرکزگرا
-
تنگپوش
-
البته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن