ترجمه "foschie" به فارسی
تنکمهها, مه بهترین ترجمه های "foschie" به فارسی هستند.
foschie
noun
feminine
دستور زبان
-
تنکمهها
-
مه
adjective noun proper pronounPossono così ricavare acqua dalle foschie che regolarmente coprono queste aree al mattino.
چون به آب حاصل از مه که معمولا صبحها این سطوح را میپوشاند دسترسی دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foschie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "foschie" با ترجمه به فارسی
-
باران اسيدي · بارش اسيدي · تنکمه اسيدي · رسوب اسید · مه اسيدي · مهدود
-
تنکمهها (هواشناسی)
-
ابهام · غبار · مه · مه تنک · مِه · میغ · نزم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن