ترجمه "fracassare" به فارسی
خرد کردن, کراشیدن بهترین ترجمه های "fracassare" به فارسی هستند.
fracassare
verb
دستور زبان
Colpire in modo estremamente violento.
-
خرد کردن
verbNon ho passato molto tempo a farmi fracassare la testa, prima d'ora.
مي دوني ، من تا حالا صورتم رو براي خرد کردن دست کسي نداده بودم ؟
-
کراشیدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fracassare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fracassare" با ترجمه به فارسی
-
بانگ · بلوا · طنین افکندن · غوغا · هنگامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن