ترجمه "francese" به فارسی
فرانسوى, فرانسه, فرانسوی بهترین ترجمه های "francese" به فارسی هستند.
francese
adjective
noun
masculine
دستور زبان
La lingua parlata in Francia ed in numerosi altri paesi.
-
فرانسوى
La lingua parlata in Francia ed in numerosi altri paesi.
Questo è uno sforzo congiunto tra me e l'artista francese JR.
اين تلاش مشتركی بين من و هنرمند فرانسوى جى آر است.
-
فرانسه
properTom non sembrava particolarmente interessato ad imparare il francese.
تام چندان علاقه مند به آموزش فرانسه به نظر نمی رسید.
-
فرانسوی
properL'unica lingua che sa parlare Tom è il francese.
تنها زبانی که تام میتواند به آن صحبت کند فرانسوی است.
-
ترجمه های کمتر
- farânsavi
- فرانسوي
- فرانس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " francese " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "francese" با ترجمه به فارسی
-
فرانسویان
-
فرانسوي
-
هنديهاي غرب فرانسه (مارتينگ)
-
انقلاب فرانسه
-
فرانسوی قدیم
-
گینه فرانسه
-
حزب کمونیست فرانسه
-
گویان فرانسه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن