ترجمه "frantumare" به فارسی
خرد کردن ترجمه "frantumare" به فارسی است.
frantumare
verb
دستور زبان
-
خرد کردن
verbLa lama non ti ha colpito organi, ma ti ha frantumato la clavicola.
تیغه به اندام حیاتی ات نخورده ولی ترقوه ات رو خرد کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frantumare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن