ترجمه "frattura" به فارسی

shekastegi, شکست, اسیب بهترین ترجمه های "frattura" به فارسی هستند.

frattura noun verb feminine دستور زبان

La rottura di tessuto duro, come un osso.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • shekastegi

  • شکست

    noun

    disgregazione di un materiale in frammenti minori

    Suo padre si fratturò qualche costola ma Lucy si ferì gravemente alla testa.

    دنده هاي پدرش شکست ، اما لوسي به شدت سرش آسيب ديد.

  • اسیب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تجزیه
    • جراحت
    • شکستگی استخوان
    • غبن
    • نزاع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frattura " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "frattura"

عباراتی شبیه به "frattura" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "frattura" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه