ترجمه "fronte" به فارسی

پیشانی, پيشانی, jebhé بهترین ترجمه های "fronte" به فارسی هستند.

fronte noun feminine دستور زبان

La linea di contatto di due forze che si incontrano. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشانی

    noun

    Parte del volto tra l'attaccatura dei capelli e le sopracciglia.

    Al tempo di Ezechiele, nessuno ricevette un segno letterale sulla fronte.

    در زمان حِزْقیال، هیچکس به معنی واقعی نشانی بر پیشانی خود دریافت نکرد.

  • پيشانی

  • jebhé

  • ترجمه های کمتر

    • pishâni
    • pišāni
    • جبهه
    • جبهه هوا
    • نمای خارجی
    • نمای ساختمان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fronte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fronte

Fronte (guerra)

+ اضافه کردن

"Fronte" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fronte در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "fronte"

عباراتی شبیه به "fronte" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fronte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه