ترجمه "frotta" به فارسی
اجتماع, ازدحام, دسته بهترین ترجمه های "frotta" به فارسی هستند.
frotta
noun
feminine
دستور زبان
-
اجتماع
noun -
ازدحام
noun -
دسته
nounGli spettatori arrivarono a frotte per vedere i funamboli, i clown,
تماشاچی ها دسته دسته میومدن تا راه رفتن روی سیم و دلقک های بدشانس رو ببینن
-
ترجمه های کمتر
- شلوغی
- گروه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frotta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن