ترجمه "fuggire" به فارسی
farâr kardan, gorikhtan, فرار کردن بهترین ترجمه های "fuggire" به فارسی هستند.
fuggire
verb
دستور زبان
Lasciare una situazione pericolosa o sgradevole.
-
farâr kardan
-
gorikhtan
-
فرار کردن
verbSono dovute fuggire dalla loro casa, sono sopravvissute a malapena.
از خونه ـشون فرار کردن و به سختي جون خودشون رو نجات دادن.
-
گریختن
verbPer esempio, il comando di Gesù di ‘fuggire ai monti’ ha un’applicazione moderna.
برای مثال، فرمان عیسی در رابطه با ‹گریختن به کوهها› در مورد امروز نیز صدق میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fuggire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fuggire"
عباراتی شبیه به "fuggire" با ترجمه به فارسی
-
انجمن شاعران مرده
-
رم · لگد کوب
-
بزن دررو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن