ترجمه "fungo" به فارسی

قارچ, qârc, سماروغ بهترین ترجمه های "fungo" به فارسی هستند.

fungo noun verb masculine دستور زبان

Organismo nucleato e spesso filamentoso, produttore di spore e privo di clorofilla.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قارچ

    noun

    L'Armillaria in realtà è un fungo predatore, che uccide alcune specie di alberi della foresta.

    آرمیلاری در واقع یک قارچ خانمان برانداز است، که گونه مشخصی از درختان را در جنگل می کشد.

  • qârc

    noun masculine
  • سماروغ

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fungo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fungo"

عباراتی شبیه به "fungo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fungo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه