ترجمه "funzione" به فارسی

تابع, kâr, mansab بهترین ترجمه های "funzione" به فارسی هستند.

funzione noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابع

    noun

    relazione matematica binaria

    E ritiene di poter dare un senso ai valori negativi della funzione gamma.

    کسي که ادعا ميکنه ميتونه مقادير منفي رو براي تابع گاما تعريف کنه

  • kâr

  • mansab

  • ترجمه های کمتر

    • marâsem
    • semat
    • vazifé
    • رویه
    • عملکرد
    • قصد
    • مقصود
    • منظور
    • نقشه
    • نقشه برداری
    • کلیسای کوچک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " funzione " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Funzione
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابع

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Un famoso mantra progettuale dice che la forma segue la funzione.

    این یک نجوای طراحی مشهوری است که تابع عملکرد است.

عباراتی شبیه به "funzione" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "funzione" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه