ترجمه "gamma" به فارسی
گاما, بُرد, حدود بهترین ترجمه های "gamma" به فارسی هستند.
gamma
noun
feminine
دستور زبان
Serie, spec. ampia, di elementi o fenomeni.
-
گاما
Però Michael mi ha parlato di un nuovo tipo di rilevatore gamma che aveva visto, ed è questo.
اما مایکل راجع به نوع جدید شناساگر گاما که دیده بود، به من گفت.
-
بُرد
noun feminineSerie, spec. ampia, di elementi o fenomeni.
-
حدود
noun
-
ترجمه های کمتر
- حیطه
- محوطه
- نوسان نما
- وسعت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gamma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gamma
Gamma (lettera)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Gamma" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gamma در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "gamma" با ترجمه به فارسی
-
لیندان · گاما-اچ.سي.اچ · گاما-بي.اچ.سي
-
لیندان · گاما-اچ.سي.اچ · گاما-بي.اچ.سي
-
اخترشناسی پرتو گاما
-
اشعه گاما · تابش گاما
-
تابشدهی گاما
-
اشعه گاما
-
گابا · گاما-آمينوبوتيريك اسيد
-
انفجار پرتوی گاما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن