ترجمه "garante" به فارسی

zâmen, ضامن, ضمانت کننده بهترین ترجمه های "garante" به فارسی هستند.

garante adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • zâmen

  • ضامن

    noun

    Chi aveva fatto il prestito si allarmò e chiese al garante di restituire l’intero ammontare.

    وامدهنده که نگران پولش بود ضامن را ملزم به بازپرداخت کل مبلغ بدهی نمود.

  • ضمانت کننده

    noun
  • کفیل

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " garante " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "garante" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه