ترجمه "gatta" به فارسی
گربه, پیشی, گربه ماده بهترین ترجمه های "gatta" به فارسی هستند.
gatta
noun
feminine
دستور زبان
-
گربه
nounQuando il topo non c'e', la gatta... si prende tutto quello che gli pare, giusto?
وقتي موش نباشه ، گربه هر چي دوست داشته باشه ميگيره ، مگه نه ؟
-
پیشی
noun -
گربه ماده
-
پشک
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gatta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gatta"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن