ترجمه "gelo" به فارسی
yakh, yakh-bandân, یخبندان بهترین ترجمه های "gelo" به فارسی هستند.
gelo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
yakh
noun masculine -
yakh-bandân
-
یخبندان
-
ترجمه های کمتر
- سرما
- شعر
- موسفید
- نظم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gelo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gelo"
عباراتی شبیه به "gelo" با ترجمه به فارسی
-
آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
-
مقاوم به يخبندان
-
بستنی شکلاتی
-
ناحيه يخبندان دائمي · نواحی یخبندان دائمی
-
زيان يخزدن (محيط)
-
حفاظت از یخزدگی
-
تحمل يخبندان · مقاومت به یخبندان
-
باران یخ زده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن