ترجمه "germoglio" به فارسی
javâné, جوانه, بوژنه بهترین ترجمه های "germoglio" به فارسی هستند.
germoglio
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
javâné
-
جوانه
noun masculineIl vero motivo per cui il germoglio si secca non è il calore.
دلیل اصلی پژمرده شدن جوانه گرمای خورشید نیست.
-
بوژنه
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- خوید
- شاخه
- غنچه
- نهال
- نوگل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " germoglio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "germoglio" با ترجمه به فارسی
-
پوسیدگیها
-
تاركهاي نوساقه · نخستههای برگ · نوساقهها
-
تاركهاي نوساقه · نخستههای برگ · نوساقهها
-
جوانههای لوبیا · لوبياهاي جوانهاي
-
نوساقههای خیزران
-
هرس شاخساره
-
ghoncé kardan · javâné zadan · rostan · جوانه زدن · سبز شدن · غنچه دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن