ترجمه "gestione" به فارسی
edâré, مدیریت, اداره بهترین ترجمه های "gestione" به فارسی هستند.
gestione
noun
feminine
دستور زبان
Amministrazione, controllo, sovrintentenza, conduzione fisica o manuale; atto del dirigere o regolare, amministrare (esempio: gestione della famiglia o delle spese domestiche etc.).
-
edâré
-
مدیریت
nounLa gestione competitiva dei talenti ha sistematicamente messo gli impiegati l'uno contro laltro.
مدیریت کردن توسط رقابت استعدادها شکست خورده است و این کار کارمندان را برابر یکدیگر قرار میدهد.
-
اداره
noun feminineDesidero tu abbia voce in capitolo sulla sua gestione.
ميخوام که تو بتوني در اداره کردنش سهيم باشي.
-
ترجمه های کمتر
- بازیهای مديريت
- بررسی
- درمان
- رسیدگی
- علوم مديريت
- فنون مديريت
- مدریت
- مديريت
- مديريت بازرگاني
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gestione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gestione" با ترجمه به فارسی
-
مديريت مرتع · مديريت چراگاه · مدیریت علفزار
-
مدیریت چرخهعمر محصول
-
كندوداري · مدیریت کندو
-
مدیریت کندو
-
مدیریت انرژی
-
مدیریت زمان
-
مدیریت خطرپذیری · مدیریت ریسک
-
الگوهاي زراعي · مدیریت تولید محصول زراعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن