ترجمه "getto" به فارسی
favvâré, جوانه, بوژنه بهترین ترجمه های "getto" به فارسی هستند.
getto
noun
verb
masculine
دستور زبان
Colata di materiale allo stato liquido in uno stampo per realizzare un oggetto di una determinata forma e sim.
-
favvâré
-
جوانه
noun masculineAlla base del tralcio fruttifero trova invariabilmente nuovi getti che pure devono essere eliminati.
بیخ هر شاخهٔ خوشهدار همیشه برگها و شاخههایی جوانه میزنند که اینها را نیز باید پاک کند.
-
بوژنه
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- جهش
- ريخته گري
- ریخته گری
- شاخه
- غنچه
- فوران
- مهر سیاه
- نهال
- نوگل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " getto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "getto" با ترجمه به فارسی
-
afkandan · andâkhtan · part kardan · انداختن · به دورانداختن · جوانه زدن · دور انداختن · سبز شدن · پرت کردن · پرتاب کردن
-
اسکله بندر · خاکریز · دیواره سد · سیاه · موج شکن
-
فواره قطبی
-
جت
-
چاپگر جوهرافشان
-
اتصال دادن · پل ساختن
-
تند باد · جریان جتی · رودباد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن