ترجمه "ghiacciato" به فارسی

فسرده, یخزده بهترین ترجمه های "ghiacciato" به فارسی هستند.

ghiacciato adjective verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فسرده

    adjective
  • یخزده

    adjective

    Vide due figure in piedi, immobili come statue di ghiaccio nel rigido clima invernale.

    او در یک زمستان سخت، دو نفر را مشاهده کرد که مثل مجسمههای یخزده، بیرون ایستاده بودند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ghiacciato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ghiacciato" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ghiacciato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه