ترجمه "ghiacciato" به فارسی
فسرده, یخزده بهترین ترجمه های "ghiacciato" به فارسی هستند.
ghiacciato
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
فسرده
adjective -
یخزده
adjectiveVide due figure in piedi, immobili come statue di ghiaccio nel rigido clima invernale.
او در یک زمستان سخت، دو نفر را مشاهده کرد که مثل مجسمههای یخزده، بیرون ایستاده بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ghiacciato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ghiacciato" با ترجمه به فارسی
-
اسکیت سرعت
-
غول یخی
-
بازیکن هاکی روی یخ
-
یخ شفاف
-
هاکی روی یخ
-
آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
-
یخسار
-
رقص روی یخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن