ترجمه "giaciglio" به فارسی
بستر, رختخواب, bestar بهترین ترجمه های "giaciglio" به فارسی هستند.
giaciglio
noun
masculine
دستور زبان
-
بستر
nounSono stati gli dei a guidarmi al tuo giaciglio.
منو خداين به بستر تو فرستادند.
-
رختخواب
nounTroverete dei giacigli in chiesa.
. براتون رختخواب گذاشتم تو کلیسا
-
bestar
-
تشک
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " giaciglio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن