ترجمه "giglio" به فارسی
زنبق, سوسن, سوسن سفید بهترین ترجمه های "giglio" به فارسی هستند.
giglio
noun
masculine
دستور زبان
-
زنبق
noun masculineIo sono la rosa di Sharon, il giglio delle valli.
من نرگس شارون و زنبق دره ها هستم.
-
سوسن
noun masculineI gigli bianchi si usano solo ai funerali, Grace.
سوسن هاي سفيد فقط بايد واسه مراسم تدفين استفاده بشن ، گريس
-
سوسن سفید
noun masculineMettete i gigli sul palco e i petali di rose all'entrata.
سوسن سفید رو بذار رو سایه بون و برگ رز رو بذار جلوی ورودی
-
نماد گل زنبق
figura araldica
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " giglio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Giglio
proper
-
سوسن چلچراغ
تصاویر با "giglio"
عباراتی شبیه به "giglio" با ترجمه به فارسی
-
سوسن سرخ
-
جنس زنبق دشتی · زردسوسنها · سوسنهاي زرد · همروکالیس
-
جنس سوسن · سوسنها · لیلیوم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن