ترجمه "giocatore" به فارسی
بازیکن, bâzikon بهترین ترجمه های "giocatore" به فارسی هستند.
giocatore
noun
masculine
دستور زبان
-
بازیکن
کسی که نقش یک بازی
L'unica altra regola che dovete ricordare è che a noi generazione di giocatori piacciono le sfide.
تنها قانون باقیمانده که باید بدانید این است که، بازیکن ها، چالش ها را دوست دارند.
-
bâzikon
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " giocatore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "giocatore"
عباراتی شبیه به "giocatore" با ترجمه به فارسی
-
بسکتبالیست
-
بازیکن اسنوکر
-
بازیکن دارت
-
دائم الخمر
-
بازیکن فوتبال گریدیرون
-
بدمینتونباز
-
ورزشکار چوگان
-
بازیکن پوکر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن