ترجمه "gioco" به فارسی

بازی, bâzi, قمار بهترین ترجمه های "gioco" به فارسی هستند.

gioco noun verb masculine دستور زبان

Un divertimento, un passatempo, un diversivo. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازی

    noun

    attività volontaria e intrinsecamente motivata, a scopo ricreativo

    Ho giocato con Tony ieri.

    دیروز با تونی بازی کردم.

  • bâzi

    noun masculine
  • قمار

    noun masculine

    La Bibbia condanna l’immoralità, l’ubriachezza, il gioco d’azzardo e l’uso di droga.

    کتاب مقدس فساد اخلاقی، میگساری، قمار، و استفاده از مواد مخدر را محکوم میکند.

  • ترجمه های کمتر

    • بازی کردن
    • جست
    • جست وخیز
    • رقص
    • سرور و نشاط
    • شرط
    • قمار بازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gioco " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "gioco"

عباراتی شبیه به "gioco" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gioco" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه