ترجمه "giorno" به فارسی
روز, ruz, youm بهترین ترجمه های "giorno" به فارسی هستند.
giorno
noun
masculine
دستور زبان
Periodo di tempo tra una mezzanotte e l'altra, sette di questi periodi formano una settimana. [..]
-
روز
noununità di misura del tempo [..]
Tom, avendo lavorato tutto il giorno, voleva riposarsi.
تام، که تمام روز را کار کرده بود، می خواست استراحت کند.
-
ruz
noun masculine -
youm
-
ترجمه های کمتر
- روز روشن
- روشنی روز
- شبانَه روز
- مدت روز
- هنگام روز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " giorno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Giorno
-
روز
nounTom, avendo lavorato tutto il giorno, voleva riposarsi.
تام، که تمام روز را کار کرده بود، می خواست استراحت کند.
عباراتی شبیه به "giorno" با ترجمه به فارسی
-
روز هفته
-
ruz-e taʼtili · تعطیل · عید · هالیدی
-
ayyâm · روز
-
ويروس تب سهروزه · ویروس تب بیدوام گاوی
-
تعطیل · روز تعطیل
-
روزهای در دسترس · روزهای کاری
-
روز روشن · نور آفتاب · نور خورشید
-
روز هفته · ساعات کار اداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن